على محمدى خراسانى
38
شرح رسائل (فارسى)
خنك كردن دل وجود دارد يعنى عقلا كه مصادف را بيشتر توبيخ مىكنند و مستحق مجازات مىدانند بخاطر آن حالت درونى بشرى است ولى شارع مقدس كه حالت تشفى ندارد تا العياذ باللّه بگوئيم : اگر كسى مخالفت با واقع كرد رگهاى گردن خدا پر مىشود و چهره درهم مىكشد و . . . و مىگويد پدر اين عبد را خواهم سوزاند خير اينها مال ما انسانها است و لذا درباره خداوند مصادف و غير مصادف يكسانند اگر عقاب دارند هر دو دارند و اگر ندارند هيچكدام ندارند ولى شيخ ره مىفرمايد : فتأمّل : در ميان عقلا هم مولاى اين عبد سركش غضبآلود است چون عبدش فرزندش را كشته و براى تشفى او را مجازات مىكند ولى ساير عقلاء عالم كه با اين مقتول هيچ نسبتى ندارد مع ذلك مصادف را بيشتر ملامت مىكنند حال آيا منشأ اين مذمت بيشتر تشفّى است ؟ خير حق همين است كه مصادف بيشتر مذمت شود تا غير مصادف پس فرق از اين ناحيه ميان منكرات شرعى و مبغوضات عقلائيه نيست . پس به عقيدهء مرحوم شيخ تجرى موجب عقوبت نيست آرى صرفا مذمت فاعلى دارد . رأى صاحب فصول : ايشان مدّعى شدهاند كه قبح تجرّى ذاتى نيست تا اينكه هركجا عنوان تجرى صدق كرد قبيح باشد بلكه قبح و حسن تجرى بالوجوه و الاعتبارات است و لذا در بعض موارد ممكن است تجرى قبيح باشد و در بعض موارد نه حسن باشد و نه قبيح و در بعض موارد ممكن است حسن پيدا كند پس هركجا حسابى دارد . توضيح مطلب : در باب تجرى دو جهت وجود دارد يكى جهت ظاهرى مطلب كه همان عنوان تجرى باشد و ديگرى جهت واقعى قضيّه اين دو را بايد محاسبه كنيم تا نتيجه بگيريم : گاهى عنوان ظاهرى عمل تجرّى است ولى عنوان واقعى كراهت است فى المثل شخص قاطع شد به اينكه خوردن پنير